اگر عاشق نیستید آزاده باشید ! - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 2:15
نمیدونم این رسم بین ما ایرانی ها بابه یا کل دنیا اینجوری هستن . وقتی دو نفر عاشقانه همو دوس دارن هم ترمزی واسش وجود نداره و یارو رو همه ی ارزش های خانوادگیش پا میزاره ، زمین و زمان رو بهم می دوزه تــا به عشقش برسه ، وقتی هم که میخوان ازم هم جدا شن باز ترمز ندارن . از هم متنفر میشن ، پشت هم بد میگن و...
هیس! دختران گردشگری نمیکنند! - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 2:15
چرا تو جامعه ی ما وقتی دختر خانمی تصمیم بگیره کوهنورد بشه ، انقدر گارد میگیرن جلوش ؟؟چرا بهش میگن : دختر جاش تو خونس نه کوه . دختر باید خیاطی و پخت و پز یاد بگیره و بدون خانواده سفر نره. من دوس دارم رویا های خودم رو دنبال کنم . دوس دارم کوهنورد بشم . چه اشکالی داره یه خانم در کنار - وظایف خانومانه ا...
اولین تجربه ی کوهنوردی - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 2:15
دیروز من برای اولین بار با گروه کوهنوردی رفتم کوه. شب قبلش که از ذوق چشم رو هم نذاشته بودم . صبح ساعت 5 هم حرکت بود . قضیه اینطور شد که : صبح ساعت 4 من و بابا رفتیم سمت قرارگاهی که قرار بود از اونجا حرکت کنیم . بابا منو رسوند و خودش برگشت . وقتی بچه ها رسیدن ، من احساس غریبی میکردم . چون همشون خیلی ...
حق با منه یا تو ؟ - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 2:15
گاهی پیش میاد که احساس میکنم دنیا یه طرفه و من یه طرف . خیلی تنها و بی کس میشم . احساس میکنم بهم ظلم شده . حتی گاها فکر میکنم کسی به فکرم نیست و دوسم نداره . این احساســـای مزخرف نمیدونم فقط برای من پیش میاد ، یا اینکه همه تجربش میکنن. این وضعیت وقتی بدتر میشه که تموم این احساسا از طرف نزدیک ترین و ...
همش زیر سر این تیروئید بوده - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 22:06
این مدت خیلی بی اعصاب بودم . خواب درست و حسابی هم که نداشتم . تو باشگاه نفس کم میاوردم . خواهرم گفت بیا یه آزمایش خون بده تا ببینیم چته . بله رفتیم و دیدیم کم خونی و کم کاری تیروئید ، بسیار بیشتر از حد نرمال !!! که من دلیل این حال نامعلومم رو ، سرگیجه هارو ، بی خوابی ها و کلافگی ها رو فهمیدم . پ.ن: ...
بعضی آدما با زنانگی پیوند خوردن ! - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 22:06
اگه از خواننده های وبلاگ من باشی ، متوجه میشی من از اون دسته دخترهایی هستم که به ندرت تریپ زنانه دارن . از اون دسته که نقش های کلیشه ای یه زن رو توی جامعه قبول ندارن و دوست دارن زندگـــــی مستقل خودشون رو بدون حضور مرد به شکوفایی برسونن . حالا این شکوفایی هم میتونه تو شغل باشه هم تحصیل و هم موارد بی...
صادق نیستیم - تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 22:10
ما آدمها هم دنیای عجیبی داریم . توی ترانه هامون از عشق میخونیم ولی توی رابطه هامون صادق نیستیم . ما آدمها می ترسیم از گفتن احساسات واقعیمون . از گفتن نیاز هامون . بخاطر همین هم توی رابطه ها تبدیل به بازیگری شدیم که براحتی میتونه نقش های مختلف رو بازی کنه . یکی از تنهایی فرار میکنه ، تو رابطه نقش ی
من اگه یه روز مادر بشم - تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 22:10
البته که من هیچوقت جدی به مادر شدن فکر نکردم . چون فکر میکنم خودم هیچوقت بزرگ نمیشم و همیشه بچه خواهم موند . ولی اگه اونروز برسه و دنیا بخواد که من مادر بشم ، سعی میکنم قبلش یاد بگیرم که محیط خونه رو برای پرورشش آماده کنم . قطعا بچه ی من هم کمبود هایی خواهد داشت چون من انسان کاملی - نیستم . ولی حدا
هیچ چی بی دلیل نیست ! - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 6:40
بعضی وقتا یه اتفاقایی تو زندگی آدم میفته که آدم اون لحظه متوجه اش نیست . منظور من اتفاق های گنده نیس اتفاقایی مثل دیدن یه نفر که حتی نمیشناسیش ، شنیدن یه خبر که اهمیت زیادی نداره ، یاد گرفتن یه چیز که خب لازم نیس یاد بگیری ! من به این نتیجه رسیدم که تو زندگی من این اتفاقا بی دلیل نمیفتن . من سعی
مثل مامان و بابا - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 22:20
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آدمهای مثبت توی زندگی - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 22:20
چند وقتیه پست نذاشتم . همه ی مطالب تلنبار شدن توی مغزم و هر لحظه دارن از لب و لوچش میریزن بیرون . امروز دوست دارم راجع به آدمای مثبت بنویسم . آدمای مثبتی که وارد زندگیم شدن و باعث شدن استانداردهای واقعی خودم که تو گوشه کنار مغزم مخفی شده بودن و میترسیدن خودشون رو نشون بدن ، یهو ظهور کنن شایدبرای تو
گربه آزاری - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 22:20
مرداد تولد پدرمه و من میخواستم براش یه کمربند جدید کادو بخرم . با اینکه پولم ته کشیده و هر چی داشتم رو قرار بود بزارم واسه کادوی بابام ، بازم برام نوش بود . ولی امروز رفتاری از بابام دیدم که منصرف شدم . راستش بیان کردنش یکم برام سخته . تو خونه ی ما زیاد خشونت دیده نمی شه . ته ته اش یه جر و بحثه . ول
بزن و بکوب نصف شب - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 22:43
سلام بعد از یازده روز یکی از نمره ها اومد و حدس بزنین من چند شدم ؟؟؟؟ بیسسسسسست :))) و الان با هم اتاقیم داریم به آهنگ ترکی "تولاما گلین " میرقصیم . اینجا قزوین ، ساعت 1:48 دقیقه ی بامداد ^_^
ینی وقتشه که منم کمی شاد باشم ؟؟؟ - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 22:43
نمیدونم چم شده . چن شب بود نمیتونستم بخابم . امشب هم علاوه بر اون قلبم به شدت داره میزنه . بی جهت خوشحالم و احساس خوشبختی میکنم . از اون حال های خوبی که باهاش قادرم کوه رو هم جابجا کنم . دعا کنین برام تو ذوقم نخوره :) دعا کنین همه چی عاقلانهو همونجوری که صلاح خداست پیش بره :) دعا کنین دل من احمق ن
جوراب سوراخ - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 12:47
آموزشگاهمون عوض شده و تو جدیده باید کفشامونو درآریم بریم تو . دیروز رفتم کلاس و با همه دیسیپلینی که تظاهر به داشتنش میکردم ، چشمم به جوراب سوراخم افتاد که انگشت بزرگه پام ازونجا به زبان آموزا سلام میداد . خجالت زده شدم . ولی با زبان آموزام همگی زدیم زیر خنده :)
کار پر دردسر - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 12:08
دیدین یه وقتایی خیلی پولتون ته کشیده و دنبال کارین ؟ اون موقع کار سراغتون نمیاد :-/ امان از روزی که بخواین یکم تفریح کنین ، همون موقعس که میاد گریبانگیر میشه لعنتی . دو روز اومدیم فرجه خوش باشیم مثلا :-(
نتیجه مهم - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 12:08
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
فادر ایز لاولی - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 12:08
پدرم بی شک یکی از دوست داشتنی ترین های منه . امروز سر یه موضوعی باهم بحث کردیم و من یکم خیره سری کردم . حرف هام منطقی بود ولی بابا کوتاه نمیومد . ازونجایی که بابام یکم کینه شتریه ، فکر کردم شاید این قهر کوچولو دامنه پیدا کنه . امروز رفته بودم افطار خونه ی آنام که بابا اومد دنبالم ، باهم رفتیم پارک ،...
خواب آشفته - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 20:41
دیشب تو یه کافه ی قدیمی با نور کم نشسته بودم . یه عینک گرد رو صورتم بود . خیلی وقت بود که دست به کار های عجیب و خارق العاده نزده بودم . تقریبا یه آم معمولی ، مثل همه ، داشتم قهوه ام رو میخوردم که دوستم هرمیون رو دیدم . از دور براش دست تکون دادم . اومد نشست روبروم و حرف زدیم . از همون روزهایی صحبت ک
چند وقتیه خانوم شدم ! - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 20:41
من هم دوست داشتم همین نشاط رو داشته باشم ولی نمی تونم بهار اینجا شروع شده و گل ها باز شدن و درخت ها شکوفه زدنولی من باید حتما برنامه هام درست بشه تا شرایطم که درست شد بتونم نشاط رو هم وارد زندگی ام کنم . به همین راحتی ولی خیلی خوبه که شما نشاط دارین و داشته باشین