بعضی آدما خاله زنک تر از اونین که فکرشو میکنن ! - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 20:41
وقتی تو یه جمع یه بحثی پیش میاد و من تنها میمونم ، خیلی احساس مزخرفی بهم دست میده. وقتی دوستای هم اتاقی و هم کلاسی مدام بهم تو ظاهر و باطن میگن خرخون ،خیلی ناراحت میشم . ولــــی همیشه سعی میکنم خودمو محکم نشون بدم . همیشه سعی میکـنم به ه درسخون بودنم و نمره هایی که میگیرم افتخار کنم . ولی هیچوقت
سفری دور و دراز دلم میخواهد - تاریخ: 1396/2/29 ساعت: 20:16
حس میکنم یه چیزی داره از دست میره بنام " رویا " . هر سال که میگذره و یســـــــال به زندگیم اضافه میشه ، احساس میکنم باید خیلی شاد میبودم ، باید سفر میکردم ، باید یاد میگـــــــرفتم ... ولی هیچ کدوم محقق نمیشه . میگن آدمی که زیاد سفر کنه زیاد میفهمه
فروریختن آرمان - تاریخ: 1396/2/29 ساعت: 20:16
بدتر از شکست میدونی چیه ؟ من میـــگم بهت . بدتر از شکست اینه که آرمان هات فرو بریزه . باورهات فرو بریزه . نه اینکه باورت سست باشه ، نه اینکه آرمانت بد باشه ، نه ! فقط بخاطر این که همه چی اونجوری که چن سال بهت گفته شده نبوده و تو باید چی
چند قاشق حرف منطقی - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 23:22
خواهر من کارمند بیمارستان دولتیه . کاملا یادمه اون اوایل استخدامش ، میگفت مجروح تصادفی میآوردن و چون کسی نبود که هزینه ی درمانش رو پرداخت کنه ، بستریش نمیکردن . همونجا تو اورژانس جون میداد . میگفت چند نفر رو به چشم دی
از جمعه تا دوشنبه چهارسال مونده ! - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 4:22
بعضی وقتا نوشتن سخت میشه . مخصوصا وقتی میخوای از اتفاقات آینده بنویسی و مطمعن نیستی اتفاق میفتن یا نه . از اینجایی که من وایسادم تا اونجایی که ممکنه بهش برسم بیشتر از 10 کیلومتر فاصله نیست . ولی اگــه بتونم ازینجایی که وایسادم ، برم جایی که میخوام بهش برسم ، چهارسال از زندگیم ذخیره میشه . خدایا میشـ...
چند قدم نزدیک تر - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 4:22
دیروز میشه گفت از پر مشغله ترین روز های دانشگاهیم بود ! شب قبلش که فقط سه ساعت خوابیده بودم ؛ دیروز هم از ساعت 8 تا 5 بعد از ظهر کلاس داشتــــم.از ته دل آرزو میکنم که آدمای خیرخواه ، به آرزو هاشون برسن . دیروز درگیر کاغذبازی های همون مورد پست قبلی
فیلینگ آپست - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 4:22
امروز حدود 10 روز از درخواستم گذشته و هنوز به نتیجه ی مشخصی نرسیدم . هر روز میام و امیدوارم میکنن ، روز بعدش انقدر کارم رو طول میدن که از درخواستم منصرف میشم . ولی وقتی به هدف فکر میکنم چشمام برق میزنه . امیدوارم درخواستم رو قبول کنن و بتونم بـــــه آرزوی قدیمیم برسم . هر کسی این متن رو میخونه لطفا ...
خوش آمدی بیست سالگی جان - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 4:22
الان دقیقا شدم بیست ساله . و من چقدر عاشق بیست ساله شدنم بودم . خیلی دوست داشتم این روز برسه و ببینم چه شکلی شدم :) امروز کلاس زبان داشتم . قرار بود کوئیــــز بگیرم و چند صفحه ای هم کار کنیم . ولی رفتم دیدم بچه ها تدارکاتی برای تولد بنده دیدن که من
کافه اردیبهشت - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 4:22
من فکر میکردم تولد بیست سالگی باید خاص باشه ولی نه دیگه تا این حد :) امروز یه نفر سورپرایزم کرد و حدود هشتصد کیلومتر کوبید اومد تا فقط روز تولدم کنارم باشه ... خیلی حس خوبی بود . کاملا فهمیدم که من چقدر فرد با ارزشی تو زندگیش هستم . تولد بیست سالگیم بیست شد. +اینجا رفتیم چای بابونه ، کافه اردیبهشت ....
آدم دیرفهم - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 4:22
من اصولا آدمیم که هوش اجتماعیم پایین تر از هوش مغزیمه . از وقتی یادمه سرم تو درس و مشق بوده و زیاد با کسی معاشرت نداشتم . چون آدمای دو رو برم زیاد حرفی برای گفتن با من نداشتن . شاید بخاطر فاصله سنی ، شاید بخاطر نحوه ی برخورد و ... خیلی نظر دیگران ب
فرهنگ ایرانی - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 4:22
شایــــد ما ایرانی ها تو خیلی چیز ها سوپریور باشیم ، ولــــــــی قطعا تو کار گروهی هیچی نیستیم ! یه استاد داریم که بزرگ شده ی انگلیسه . همش میاد کلاس میگه که " کلاس من ورک شاپ گروهیه ..." همیشه هم خودش میبینه که هر سری کار گروهی میگه ه
اندر احوالات کارگروهی - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 4:22
پست قبلی کلی راجه به کـــــارر گروهی دردو دل کردم . امروز همون استادمون که کارگروهــی میده صدام کرد دفترش و ازم خواست که با هم گروهی فعلیم تا آخر ترم به کارم ادامه بدم . آخه سیستم کلاسش این جوریه که واسه هر پروژه ی جدید هم گروهی ها عوض میشن.منم او
اسمش رو چی میشه گذاشت ؟ - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 4:22
بعضی وقت ها تلاش میکنیم ، تا ماکسیمم حد توانمون هم تلاش میکنیم . نتیجه ای از این تلاش به دست میاریم. مدتی میگذره و میبینیم ، یه نفر دیگه بدون تلاش ، نتیجه ی بهتری بدست آورده . اون لحظه ما غم گین میشیم. موج افکار منفی میاد تو ذهنمون . دقیقا همین م